روایت جداییها و واگذاریهای بنیانگذاران استارتاپها
چرا مدتی است که شاهد خروج بنیانگذاران از استارتاپها هستیم؟ آیا لازم است نگران اکوسیستم استارتاپی کشور باشیم؟
خروج بنیانگذاران و سرمایهگذاران از استارتاپها یکی از اتفاقاتی است که طی چند ماه گذشته در اکوسیستم استارتاپی کشور شاهدش بودهایم. آخرین مورد خروج همبنیانگذاران «آپ» بعد از فروش سهامشان به بانک شهر بود.
بنیانگذارها چه اشخاص باشند و چه مجموعهها، با هدف نوآوری و کارآفرینی وارد حوزه کسبوکار شده و استارتاپ خودشان را راهاندازی میکنند. هرچند بسیاری از کسبوکارها پس از راهاندازی شکست میخورند و ترک میدان میکنند اما تعدادی از استارتاپها هم دوام میآورند، به موفقیت میرسند و بزرگ میشوند.
پس از بزرگ شدن یک شرکت استارتاپی اما کسبوکارها و بنیانگذارانشان مسیر چندگانهای را پیش روی خود میبینند. یک گزینه این است که بنیانگذار همچنان در استارتاپ خود باقی بماند و گزینه دیگر خروج از شرکت به قصد ماجراجوییهای جدید است. هر دو گزینه هم در دنیا مرسوم است و به انتخاب خود بنیانگذارها و شرکتها بستگی دارد.
خروج بنیانگذاران از استارتاپها غیرمعمول نیست
خروج بنیانگذار از استارتاپی که به موفقیت رسیده در ایران چندان دیده نشده اما اکوسیستم استارتاپی ایران بهتازگی مواردی از این خارج شدنها را تجربه کرده است. اتفاقی که بعضی کارشناسان آن را مثبت و بعضی دیگر مخرب میدانند. البته نفس این خروج در نگاه کارشناسان و فعالان عرصه اقتصاد دیجیتال نامطلوب نیست.
کیوان جامهبزرگ، معاون توسعه راهبردی و امور شرکتهای فناپ، در این خصوص به زومیت میگوید: «در دنیا معمول است که سرمایهگذاران به تناسب تخصص خود در بخشی از چرخه عمر یک استارتاپ حضور پیدا کرده و سپس خروج میکنند. از این جهت خروج سرمایهگذار و بنیانگذار و واگذاری به مرحله بعد امری طبیعی است.»
نیما نامداری، مدیرعامل پلتفرم کارنامه، نیز خروج بنیانگذار از استارتاپ را اتفاق رایج و حتی خوبی میداند چون: «وقتی شخصی ایدهای را تبدیل به یک محصول و آن محصول را تبدیل به یک شرکت میکند، مهارتش در کارآفرینی، نوآوری و ایجاد یک شرکت است. اگر آن استارتاپ موفق شود، بعد از مدتی بالغ خواهد شد و بهمرور جذابیتش را برای آن بنیانگذار از دست خواهد داد؛ چون آن فرد در اصل قصد مدیرعاملی و درگیر شدن در فرایندهای عملیاتی را نداشته است. اغلب کارآفرینها به خاطر داشتن چنین روحیهای وقتی شرکت بزرگ میشود، با پولی که به دست آوردهاند، آن را ترک میکنند که اتفاق خوبی است چون باعث میشود از توانایی بنیانگذاران در کارآفرینی و نوآوری در حوزههای دیگر استفاده شود.»
نامداری میگوید اغلب کارآفرینان موفق دنیا چنین رویهای دارند مثلا ایلان ماسک از استارتاپهایی که راه انداخته خارج شده؛ مثل خروجش از Paypal.
البته مدیرعامل کارنامه از موارد جهانی دیگری که بنیانگذار همچنان در شرکت باقی میماند هم مثال میزند. مثلا به بنیانگذاران گوگل و مارک زاکربرگ اشاره میکند اما توضیح میدهد که ماندن آنها با تداوم جریان سرمایهگذاری و کارآفرینیشان همراه است:
اینها وقتی استارتاپشان بزرگ شد در همان مجموعه سرمایهگذاریهای جدید انجام میدهند یا این که درون شرکت خودشان روی محصولات و تکنولوژیهای جدید سرمایهگذاری میکنند و تلاش دارند آن تجربه کارآفرینی را درون شرکت خودشان بازسازی کنند.
– نیما نامداری، مدیرعامل پلتفرم کارنامه
فراگیر شدن خروج بنیانگذاران از شرکتها در اکوسیستم ایران جای پرسش دارد
امیر ناظمی، رئیس اسبق سازمان فناوری اطلاعات، هم در پستی که اخیرا در پلتفرم ایکس منتشر کرده نوشته است که خروج بنیانگذار از استارتاپ «الزاما ناپسند نیست اما فراگیری بیش از حدش در اکوسیستم ایران جای پرسش و تحلیل دارد.» او معتقد است این موضوع برای اکوسیستم استارتاپی ایران نشانه خوبی نیست و در توضیح دلایل خود اول به این نکته اشاره کرده است که اغلب این بنیانگذاران پس از خروج، نقشهای متداول جهانی (مانند نقش «فرشته کسبوکار» (Business Angel) و «عضو هیأتمدیره و مدیر پروژههای نوآورانه») را در استارتاپهای خود ندارند.
او همچنین به جایگزینهای این بنیانگذاران اشاره کرده و نوشته است: «بخش عمده سهامداران جدید وابسته به نهادهای عمومی (خصولتی) هستند که اساسا منطق رفتاریشان اقتصادی نیست و بیشتر تابع منطق سیاسی هستند.» خلأ هویتی یکی دیگر از تبعات خروج در نظر ناظمی است: «بخش عمدهای از هویت یک استارتآپ وابسته به بنیانگذاران است. با خروج آنان خلأ هویتی تبدیل به چالش بزرگی خواهد شد.»
نامداری، مدیرعامل پلتفرم کارنامه، اما نگاهش به خروج بنیانگذاران از استارتاپ سراسر منفی نیست و بلکه معتقد است که این اتفاق ضرورتا نه خوب است و نه بد:
گاهی بنیانگذاران به قصد ترک کشور از استارتاپ خود خارج میشوند که به ضرر اکوسیستم است
«مثبت یا منفی بودن این اتفاق به عوامل مختلفی مثل شخصیت آن بنیانگذار، فرهنگ شرکت و ویژگیهای مدیرعامل جایگزین بستگی دارد. گاهی این خروج فرصت میدهد که یک مدیرعامل حرفهای به مجموعه اضافه شود و باعث رشد شود. گاهی اما فرهنگ یک استارتاپ به بنیانگذارش گره میخورد و با خروج او ممکن است این فرهنگ از بین برود. این اتفاق به عقیده برخی برای یاهو رخ داد، همین حالا هم بعضی در مورد نتفلیکس همین اعتقاد را دارند.»
اما تاثیر خروج بنیانگذار از استارتاپ بر اکوسیستم متفاوت است. این اعتقاد نامداری است و آن را این طور استدلال میکند:
اگر هدف کارآفرینها از خروج انجام کارهای جدید در حوزههای دیگر باشد خوب است چون میشود از ظرفیت آنها در حوزههای دیگر استفاده کرد. اما اگر این بنیانگذارها اکوسیستم را به کلی ترک کرده و از فضای اقتصاد دیجیتال و حتی از کشور هم خارج شوند واضح است که اتفاق خوبی نیست. برای تپسی همین اتفاق افتاد؛ ۳ همبنیانگذار داشت، ۲ نفرشان از کشور خارج شدند. این نشان میدهد هدف این افراد از خروج این بوده که خودشان را از ورطه تحریم، فیلترینگ، رکود، بیاعتمادی و سایر مشکلات موجود در اقتصاد دیجیتال ایران نجات بدهند.
– نیما نامداری، مدیرعامل پلتفرم کارنامه
چرا بنیانگذاران تصمیم به خروج میگیرند؟
یکی از سوالهای اساسی درباره این موضوع چرایی افزایش موارد خروج بنیانگذاران و سرمایهگذاران از استارتاپهای ایرانی است که کارشناسان پاسخهای متفاوتی به آن میدهند.
امیر ناظمی که سابقه معاونت وزارت ارتباطات در دولت دوازدهم را دارد معتقد است «نهادهای امنیتی به دلایل متنوعی تقویتکننده این سازوکار هستند» و در متنی که در صفحه شخصیاش منتشر کرده به سه مورد از این دلایل اشاره میکند:
۱. ایجاد تنگنا برای بنیانگذاران و قفل کردن فعالیت استارتآپها، از فعالیت گرفته تا ورود به بورس و اجبار بنیانگذاران به ترک کشور. در این حالت بنیانگذار چاره دیگری ندارد؛ ۲. تمایل به کنترل فعالیت استارتآپها و سواستفاده از دادههای آنها توسط این نهادها؛ ۳. تملک و مصادره توسط نهادهای خصولتی کموبیش وابسته به نهادهای نظامی و امنیتی.
– امیر ناظمی، رئیس اسبق سازمان فناوری اطلاعات
کیوان جامهبزرگ، معاون توسعه راهبردی و امور شرکتهای فناپ، هم «فقدان چشمانداز رشد مثبت» را دلیلی دانسته که بنیانگذار را وادار به خروج از کسبوکار میکند و به زومیت میگوید:
«بهویژه بخشی از بنیانگذاران که ادامه فعالیت حرفهای خود را به دلیل شرایط موجود، در خارج از کشور دنبال میکنند گزینهای غیر از خروج ندارند. در عمده موارد خروجی که امسال رخ داده، بنیانگذاران خواسته یا ناخواسته از ایران مهاجرت کرده بودند یا به دنبال توسعه کسبوکار خود خارج از کشور هستند.»
فقدان چشمانداز رشد مثبت یکی از دلایل خروج بنیانگذاران از شرکتهاست
نامداری اما دلیل متفاوتی را مطرح میکند. او معتقد است که بنیانگذاران پیش از این اجازه خروج را نداشتهاند اما «مسیر خروج بهتازگی در ایران باز شده و به همین دلیل اخیرا شاهد مواردی از خروج بنیانگذارها هستیم.»
او در ادامه به همه روشهای مرسوم خروج بنیانگذار از استارتاپها در دنیا اشاره میکند که در ایران یا وجود نداشته یا کمتر رخ داده است. یکی از روشها عرضه سهام استارتاپهایی است که بزرگ میشوند. این اتفاق در ایران کمتر رخ داده چون عموما استارتاپهای ایرانی بهسختی میتوانند وارد بورس شوند اما نامداری در همین زمینه به تجربه تپسی اشاره میکند که «بعد از عرضه سهامش در بورس بنیانگذاران از شرکت خارج شدند.»
بنیانگذارها قبلا امکان یا اجازه خروج از استارتاپها را نداشتند
روش دیگر رایج دیگر برای خروج تصاحب استارتاپهای موفق توسط شرکتهای بزرگتر است که نامداری درباره آن میگوید: «در ایران تجربه این مورد را نداشتهایم و اخیرا میبینیم که مثلا گلرنگ چنین کاری را شروع کرده یا بعضی شرکتهای خصولتی مثل همراه اول یا برخی بانکها دست به این اقدام زدهاند. این اقدام هم قبل از این امکانپذیر نبوده یا انجام نمیشده اما لزوما اتفاق بدی نیست.
سومین روش خروج هم M&A یا ادغام و تملیک است که در آن ۳،۲ استارتاپ موفق در هم ادغام میشوند و چون دیگر به سه مدیر احتیاج ندارند بعضی از همبنیانگذاران از شرکت خارج میشوند. این موضوع هم امر رایجی در دنیاست که قبلا در ایران وجود نداشته و اخیرا در چند مورد انگشتشمار اتفاق افتاده است.
یک اپیزود جدید: ورود خصولتیها به اکوسیستم استارتاپی
همان طور که مدیرعامل پلتفرم کارنامه هم اشاره میکند در حدود یک سال اخیر مواردی از تصاحب استارتاپهای موفق توسط شرکتهای بزرگ رخ داده که عموما شرکتهای خصولتی هستند. معاون توسعه راهبردی و امور شرکتهای فناپ دلیل آن را این طور توضیح میدهد:
واقعیت این است که زیستبوم استارتاپی کشور در حال پوستاندازی و تغییر چهره است. کشوری که بخش بزرگی از اقتصاد آن دولتی است لاجرم عمده سرمایهگذاریهای بزرگش هم توسط دولتیها و خصولتیها انجام میشود. در شرایط موجود گزینههای زیادی هم برای خروج سهامداران اولیه وجود ندارد. نه بازار سرمایه آنچنان پر رونق و مشتاق است، نه سرمایهگذاران خصوصی داخلی و خارجی در قالب صندوقها یا هلدینگهای بزرگ اقتصادی رغبت چندانی به سرمایهگذاری در این حوزه دارند.
– کیوان جامهبزرگ، معاون توسعه راهبردی و امور شرکتهای فناپ
او در ادامه اضافه میکند: «به نظر میرسد بخشی از خروجهای انجامشده علاوه بر شرایط نامطلوب اقتصادی حاصل مداخلات حاکمیتی هم بوده است. مشخصا خروج سرآوا و بنیانگذارانش نمونهای از این دست فشارهاست که قاعدتاً منافعش را باید نزد خریداران سهام این شرکت جستجو کرد.»
نامداری هم ورود خصولتیها به این حوزه را این طور تحلیل میکند: «فارغ از این که این اتفاق خوب باشد یا بد، گریزناپذیر است؛ چون بخش مهمی از اقتصاد کشور در اختیار شرکتهای خصولتی، چه در صنعت بانکی و چه در صنعت تلکام، قرار دارد. وقتی سرمایه و امکانات در دست این شرکتهاست چه فرد دیگری میتواند سهام این استارتاپها را بخرد؟»
ورود خصولتیها به اکوسیستم استارتاپی کشور یک شبهباجگیری است
افزایش اعتماد به استارتاپها به واسطه سرمایهگذاری و سهامداری شرکتهای خصولتی در آنها یکی از تاثیراتی است که نامداری به آن اشاره کرده و آن را در کوتاهمدت مثبت میداند:
اغلب خصولتیها در قیاس با صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی بیشتر مورد اعتماد حاکمیت هستند. اگر خصولتیها شریک بشوند ممکن است بتوانند شدت فشار روی استارتاپها را کم کنند و اعتماد به آنها را بالا ببرند شاید دستکم در کوتاهمدت اتفاق بدی نباشد.
– نیما نامداری، مدیرعامل پلتفرم کارنامه
با وجود تاثیر مثبت در کوتاهمدت، نامداری این وضعیت را در بلندمدت خوشایند نمیداند «چون نمیتواند باعث رشد اقتصاد دیجیتال شود اما در کوتاهمدت فضایی برای تنفس و مَفرّی برای کاهش فشارها ایجاد میکند. هرچند اگر از افق وسیعتری نگاه کنیم این اتفاق یک شبه باجگیری است اما فعلا وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور همین است و در این وضعیت فقط همین اتفاق است که میتواند در کوتاهمدت فایدههایی برای اکوسیستم استارتاپی کشور داشته باشد.»
خطر ناکارآمدی و رانتی شدن در کمین استارتاپهاست
کیوان جامهبزرگ هم به پیامدهای منفی ورود خصولتیها به این عرصه اشاره کرده و معتقد است پس از خروج بنیانگذارها اگر بنگاههای دولتی و خصولتی ناکارآمد باشند میتوانند شرکت و در نهایت کل اکوسیستم را به خطر بیاندازند:
آنچه باعث نگرانی میشود ناکارآمدی بنگاههای دولتی و خصولتی است که اگر در غیاب بنیانگذاران هم اداره شرکت را عهدهدار شوند، مخاطرات در خصوص آینده شرکتهای فناور بیشتر میشود. علاوه بر آن، چیزی که نگرانیها را تشدید میکند احتمال رانتی شدن بازار این شرکتها متاثر از حضور شرکتهای حاکمیتی در ترکیب مالکیتی آنهاست که رقابت را برای دیگر شرکتهای خصوصی دشوار میکند.
– کیوان جامهبزرگ، معاون توسعه راهبردی و امور شرکتهای فناپ
به گفته او، حضور سرمایهگذاران جدید هم تاثیرات داخلی بر شرکتها دارد و هم بازار و محیط آنها را تحت تاثیر قرار میدهد که میتواند انگیزه ورود بنیانگذار/سرمایهگذار جدید خصوصی را به فعالیت در این بخش اقتصادی کاهش دهد.
حضور خصولتیها باعث فرار سرمایه میشود
کاهش سرمایهگذاری یا فرار سرمایه موضوعی است که نامداری هم به آن اشاره میکند: «شاید در کوتاهمدت سهم گرفتن یک شرکت خصولتی از یک استارتاپ باعث منتفع شدن هر دو طرف شود اما در بلندمدت باعث فرار سرمایه میشود. یعنی آدمها دیگر در استارتاپها سرمایهگذاری نکنند چون احساس میکنند یک کسبوکاری راه میاندازند و بعد از مدتی مجبورند باج بدهند. این فرار سرمایه باعث کوچک شدن اقتصاد دیجیتال میشود.»
به گفته مدیرعامل پلتفرم کارنامه، این وضعیت در سالهای اخیر در صنعت دارو، معدن، فولاد، مالی و بانکی و… رخ داده است:
همین کنترلها باعث شده در این صنایع اغلب بازیگران خصولتی باشند و نتیجه هم این شده که رشد اقتصادی واقعی در صنایع مذکور رخ نمیدهد و در نهایت، کل اقتصاد کشور دچار رکود شده است. بیجهت نیست که در ۱۲ سال اخیر متوسط رشد اقتصادی سالانه ما نزدیک به صفر بوده است.
– نیما نامداری، مدیرعامل پلتفرم کارنامه
اقتصاد ما از کمبود بازیگران بزرگ توانمند رنج میبرد
با وجود همه این تحلیلها جامهبزرگ، معاون توسعه راهبردی و امور شرکتهای فناپ، اعتقاد دارد که فعلا باید صبور باشیم تا نتایج عملکرد صاحبان جدید این کسبوکارها را ببینیم:
من لزوما نسبت به همه اتفاقاتی که رخ داده بدبین نیستم. حضور بازیگران توانمند و سرمایهگذاران بزرگ میتواند منشأ برکات جدی برای اکوسیستم هم باشد. اساسا اقتصاد ما در بخش خصوصی (و حتی دولتی) از کمبود بازیگران بزرگ توانمند رنج میبرد و اتفاقاتی نظیر ورود گروه گلرنگ بهعنوان یکی از معدود کسبوکارهای چند میلیارد دلاری خصوصی به حوزه اقتصاد دیجیتال حتما میتواند به توسعه این بخش اقتصادی کمک کند.
– کیوان جامهبزرگ، معاون توسعه راهبردی و امور شرکتهای فناپ
نامداری، هم در جمعبندی تحلیلهایش تاکید میکند که کارآمد بودن این نوع جایگزینیها به نوع نگاه حاکمیت به اقتصاد دیجیتال و اهدافی که برای این حوزه در نظر گرفته بستگی دارد:
«اگر حاکمیت به دنبال رشد اقتصادی است باید در افق بلندمدت به مسائل نگاه کند. در این صورت این نوع سرمایهگذاریها به آن اهداف بلندمدت لطمه خواهد زد. اما اگر به جای رشد اقتصادی دغدغههای دیگری دارد قاعدتا منافع و ملاحظات کوتاهمدت حاکم میشود. من در حال حاضر بدبین هستم و فکر میکنم اولویت کشور در حال حاضر رشد اقتصادی نیست.»