OpenAI هنوز راه درازی تا سودآورشدن در پیش دارد
هوش مصنوعی همهجا هست؛ اما پشت این هیاهوی تریلیون دلاری، حبابی شکنندهتر از بحران داتکام در حال شکلگیری است.
این روزها غیرممکن است که در اینترنت بچرخید و چیزی مرتبط با هوش مصنوعی به شما برخورد نکند. از میمهای بیمزه در اینستاگرام گرفته تا باتهای AI که ایکس را اشغال کردهاند و حتی دولتهایی که برای نوشتن سیاستهای خود به هوش مصنوعی روی آوردهاند؛ AI به تب داغ تکنولوژی این روزها تبدیل شده و احتمالاً تا آیندهی نزدیک همینطور باقی خواهد ماند.
به روایت ویندوز سنترال، مایکروسافت شرطبندی سنگینی روی OpenAI کرده تا بتواند دستیار کوپایلت را تغذیه کند؛ اما تا اینجای کار، کوپایلت برای هر کاربرد جدی و واقعی، کموبیش یک شکست بوده و مدام نیازمند دخالت انسانی برای راستیآزمایی و تصحیح خطاها است.
همین داستان برای گوگل جمنای، گراک و سایر پلتفرمها هم صادق است؛ ابزارهایی که فعلاً بیشتر بهعنوان «ماشینهای گرانقیمت ساخت عکسهای تزئینی و سرگرمی» کاربرد پیدا کردهاند تا آن ابزار افزایش بهرهوری که وعدهاش را داده بودند؛ اما این واقعیتها جلوی گمانهزنیها و رویاپردازیها را نمیگیرد.
تعهد سنگین ۱٫۴ تریلیون دلاری OpenAI با درآمد ۲۰ میلیارد دلاری
شرکتها برای تأمین مالی تعهدات خود به OpenAI (و بالعکس)، بهجای درآمد واقعی و جریان نقدینگی، بهطور فزایندهای به «بدهی» متکی شدهاند.
OpenAI تعهداتی حیرتانگیز به ارزش ۱٫۴ تریلیون دلار برای تأمین توان محاسباتی مورد نیاز خود ایجاد کرده است؛ در حالی که درآمد امسالش تنها ۲۰ میلیارد دلار بود. برای درک بهتر این شکاف دیوانهوار، درآمد فعلی این شرکت تنها ۱٫۴۳ درصد از تعهدات ۱٫۴ تریلیون دلاریاش را پوشش میدهد.
اگر درآمد OpenAI تا سال ۲۰۳۰ به ۲۰۰ میلیارد دلار برسد، باز هم برای سرپاماندن به ۲۰۷ میلیارد دلار سرمایهی جدید نیاز خواهد داشت
تحلیل فایننشال تایمز و HSBC نشان میدهد که وضعیت بهسمت «غیرمنطقیشدن» پیش میرود. HSBC پیشبینی میکند که حتی اگر درآمد OpenAI تا سال ۲۰۳۰ به ۲۰۰ میلیارد دلار برسد، باز هم برای سرپاماندن به ۲۰۷ میلیارد دلار سرمایهی جدید نیاز خواهد داشت.
با بزرگترشدن OpenAI، هزینههایش نیز سر به فلک میکشند. مدلهای پیشرو مانند Sora 2 و GPT-5 روزانه میلیونها دلار هزینهی اجرا دارند و فعلاً برای ایجاد اعتیاد و وابستگی در کاربران، با ضرر ارائه میشوند. این استراتژی شبیه اسپاتیفای است که یک دهه ضرر داد تا عادت موسیقی گوش دادن مردم را تغییر دهد؛ اما OpenAI این کار را در مقیاسی بسیار بزرگتر و احتمالاً مخربتر انجام میدهد.
بحران بدهی و شکنندگی اکوسیستم
شکنندگی این اکوسیستم روزبهروز آشکارتر میشود. شرکای OpenAI مثل سافتبانک، اوراکل، CoreWeave و دیگران تنها در سال ۲۰۲۵ مبلغ خیرهکنندهی ۹۶ میلیارد دلار وام گرفتهاند تا بتوانند نیازهای محاسباتی OpenAI را تأمین کنند.
اگر OpenAI نتواند بودجهی لازم برای بازپرداخت تعهداتش را پیدا کند، ممکن است با یک بحران نقدینگی مواجه شود که امواجی از ورشکستگی را در پی خواهد داشت؛ اتفاقی که میتواند بازارهای مالی را شبیه حباب داتکام یا بحران مالی ۲۰۰۸ تکان دهد.
محدودیتهای فیزیکی مانند کمبود برق و تراشه، کار را سختتر کردهاند. ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، اخیراً اعتراف کرد که این شرکت نمیتواند از تمام ظرفیت محاسباتی خود استفاده کند، چون برق کافی برای روشن نگهداشتن آنها وجود ندارد.
چرا هوش مصنوعی همهجا وجود دارد؟
تمام این نقشهها نقش بر آب میشود اگر مردم از هوش مصنوعی استقبال نکنند. به همین دلیل است که متا چتباتهای نهچندان کارآمدش را در واتساپ و اینستاگرام ادغام کرده، دکمههای بیاستفادهی کوپایلت به پینت و نوتپد ویندوز اضافه شدهاند و گوگل جمنای اصرار دارد ایمیلهایتان را بخواند. شرکتها میخواهند عادتهای ما را تغییر دهند، چون تمام مدلهای اقتصادیشان بر پایهی وابستگی کامل مردم به این فناوری بنا شده است.
اگر ما از این تکنولوژیها استفاده نکنیم، اشتراک نخریم و روی تبلیغاتش کلیک نکنیم، ساختار بدهیهای شرکتهایشان فرو میپاشد و میلیاردها دلار وام بازپرداختنشده باقی میماند.
آیا مردم حاضرند برای چیزی پول بدهند که شاید روزی شغلشان را بگیرد؟ اگر کسی شغلی نداشته باشد، چطور قرار است هزینهی اشتراک ChatGPT را بپردازد؟ برای اینکه این صنعت واقعاً کار کند، هزینهها باید بهسرعت کاهش یابند و شاید کلید ماجرا نه در توسعهی مدلهای زبانی بزرگ، بلکه در پیشرفتهای تکنولوژی سرور و انرژی نهفته باشد.
