استارتآپها در هفتخان جذب سرمایه؛ توسعه آرام و تمرکز بر بقا
ریسکهای متعدد اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی در ایران منجر به ابهامی مداوم در صنعت سرمایهگذاری پرخطر ایران شده است، مسیری که باعث شده استارتآپها دیگر نتوانند ایدههای خود را توسعه دهند و همپا با اکوسیستم جهانی حرکت کنند. در این بین حتی اگر سرمایهگذاری هم پیدا شود، به اندازهای مسیر جذب سرمایه، محتاطانه و پر پیچ و خم است که خود تبدیل به معضلی جدی برای استارتآپها و به خصوص استارتآپهای کوچکتر میشود.
سرمایهگذاری سرآوا در اوایل دهه ۹۰ را میتوان نقطه اوج اکوسیستم استارتآپی کشور دانست که ثمره امروز آن، شرکتهای بزرگی شده که در هرکجا که باشید حداقل نام یکی از آنها شنیده میشود. امروز اما دیگر خبری از سرمایهگذاریهای متعدد و کلان بر یونیکورنها نیست و دیگر حتی نمیتوان به طور قطع از وجود یک اکوسیستم حرف زد. همانطور که حسین نوذری، مدیرعامل کسبیفای، هم به پیوست میگوید: «وضعیت امروز استارتآپها بیشتر ظاهری شبیه یک اکوسیستم دارد و فاقد عمق و کارکرد واقعی است.»
حرکت میکنیم اما کندتر از جهان
ریسکهای متعدد اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی منجر به ابهامی ممتد در آینده صنعت شده و همین مساله را شاید بتوان مهمترین دلیلی دانست که سرمایهگذاری جسورانه در استارتآپهای کوچک را به حاشیه برده است. از سوی دیگر افزایش ریسکها باعث شده استارتآپها نتوانند تصویر روشنی از آینده، ظرفیت رشد خود و نرخ بازگشت سرمایه به سرمایهگذاران ارائه دهند.
به باوران مدیران استارتآپهایی که با آنها گفتوگو کردیم، با وجود خطرپذیر بودن سرمایهگذاری در استارتآپها، در صورت موفقیت چندین برابر بازدهی به همراه دارند. با این وجود شرایط فعلی باعث شده سرمایهگذاران ترجیح دهند منابع خود را به بازارهایی مانند طلا، ملک و سایر داراییهای کمریسکتر منتقل کنند.
حسین اسماعیلی، مدیرعامل پونیشا، در گفتوگو با پیوست با توضیح اینکه صنعت تک در ایران از معدود صنایعی بود که پا به پای نمونههای خارجی حرکت کرد و حتی سرآمد شرکتهای منطقه بود، میگوید: «سرمایهگذاری شرکتهای سرآمد کنونی، متعدد و سنگین بود که در نهایت منجر به چنین خروجی شد. به لحاظ اهمیت جهانی، درحال حاضر میزان ارزش بازار صنعت سوشال مدیای آمریکا در بخش اینفلوئنسری با صنعت سیمان آن برابری میکند. در چنین شرایطی اقبال به صنعت نیز افزایش پیدا میکند و افراد بیشتری جذب شده و صنعت رشد پیدا میکند. در ایران اما به دلیل اینکه نمیتوان آیندهای برای صنعت تصور کرد، اعتماد نسبت به سرمایهگذاری در صنعت از بین رفته است.»
به گفته او معضل نبود سرمایهگذار در پونیشا منجر به عقب افتادن آنها به لحاظ پروداکتی شده است. اسماعیلی در اینباره توضیح میدهد: «درحال حاضر به لحاظ سرمایهای و سرمایه در گردش به مشکل خوردهایم و به همین دلیل نتوانستهایم فیچرهای جدید را اضافه کنیم. نبود سرمایهگذار بزرگترین خسارت برای صنعت است، چراکه خسارتهای مربوط به محدودیتهای اینترنت را میتوان با مارکتینگ برطرف کرد.»
مدیرعامل پونیشا هشدار میدهد که اگر فضای فعالیت برای کسبوکارهای دیجیتال مبهمتر شود، اقتصاد ایران دوباره به سمت فعالیتهای سنتی حرکت خواهد کرد و اعتمادی که طی سالهای گذشته به واسطه افزایش نفوذ اینترنت و تلاش فعالان اکوسیستم شکل گرفته، به تدریج از بین میرود. به اعتقاد اسماعیلی، در چنین شرایطی فاصله ایران با روندهای جهانی هر روز بیشتر میشود.
بابک هوشمند، مدیر عامل زودکس، هم در گفتوگو با پیوست با توضیح اینکه زودکس از زمان آغاز فعالیت در سال ۱۳۹۸ تا به امروز به صورت خرد سرمایه جذب کرده و تاکنون هیچ VC روی آن سرمایهگذاری نکرده است، میگوید: «اگر سرمایهگذار خطرپذیر در دسترس بود، مسیر توسعه و گسترش بازار با سرعت بیشتری طی میشد و امکان رقابت در شرایط برابر با سایر بازیگران فراهم بود. در نبود چنین سرمایهگذاری، شرکت ناچار شده از روشهای سنتیتری از جمله توسعه از طریق فرانچایز، تبدیل فرانچایزها به سهامداری و جذب سرمایههای کوچک تامین مالی کند.»
به گفته او آغاز فعالیت زودکس از شهر کرمان و فاصله داشتن از مرکز اکوسیستم استارتآپی کشور نیز بر روند جذب سرمایه تاثیرگذار بوده است. هوشمند در ادامه میگوید: «فعالیت در خارج از تهران در برخی مقاطع باعث کاهش شدت رقابت و ایجاد فرصتهای بیشتر شد، اما در حوزه جذب سرمایه محدودیتهایی هم به همراه داشته است. اگر ساختار اولیه شرکت در تهران شکل گرفته بود، احتمالا دسترسی به سرمایهگذاران و فرآیند جذب سرمایه نیز آسانتر میشد.»
هزارتوی جذب سرمایه
به باور مدیران استارتآپها مهمترین مانع توسعه این صنعت در ایران نبود فرهنگ سرمایهگذاری خطرپذیر است. به اعتقاد آنها با وجود شکلگیری صندوقهای سرمایهگذاری، سرمایهگذاری شرکتی (CVC) و حمایتهای دولتی، همچنان نگاه و باور لازم نسبت به سرمایهگذاری خطرپذیر در بسیاری از نهادهایی که برای همین ماموریت ایجاد شدهاند، شکل نگرفته است.
مدیرعامل کسبیفای بر این باور است که انتقاد اصلی متوجه سیاستگذار و نهادهای تنظیمگر است. نوذری توضیح میدهد: «قوانین و مشوقهایی مانند قانون جهش تولید دانشبنیان و ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری شرکتی (CVC) با هدف توسعه سرمایهگذاری در استارتآپها طراحی شدهاند، اما در عمل به نتایج مورد انتظار نرسیدهاند. چراکه بسیاری از شرکتهای بزرگ هنوز نگاه درستی به سرمایهگذاری شرکتی ندارند و به جای سرمایهگذاری بر زنجیره ارزش خود و ترکیب سرمایه مالی با ظرفیتهای غیرمالی، ارتباطات و زیرساختهایشان، به سرمایهگذاری با نگاه فعالیتی مالی نگاه میکنند. در نتیجه، استارتآپها نیز به جای حل مسائل واقعی شرکتهای بزرگ و تبدیل شدن به بخشی از زنجیره ارزش آنها، از این ظرفیت بیبهره میمانند.»
از نگاه او صندوقهای CVC باید یکی از ابزارهای اجرای نوآوری باز در سازمانهای بزرگ باشند، اما این اتفاق در ایران به درستی رخ نمیدهد. مدیرعامل کسبیفای توضیح میدهد: «علت اصلی نیز ضعف فرآیندها و نبود شناخت کافی مدیران تصمیمگیر از مفهوم سرمایهگذاری شرکتی و نوآوری باز است. به همین دلیل، با وجود ایجاد سازوکارهای قانونی، خروجی این نهادها با اهداف اولیه آنها فاصله زیادی دارد.»
از سوی دیگر برآیند دادهها نشان میدهد، فرآیند جذب سرمایه هم مسیری طولانی و پرچالش است. تجربه مذاکرات با شرکتهای مختلف نشان میدهد که بسیاری از مذاکرات تا مراحل نهایی پیش میروند، اما در نهایت به دلیل تصمیم یکی از طرفها به نتیجه نمیرسد. این شرایط درحالی است که از زمان آغاز مذاکره تا رسیدن به یک ادبیات مشترک و توافق اولیه، گاهی شش تا هفت ماه زمان صرف میشود و پس از آن نیز پیچیدگی مفاد قرارداد، تعدد بندها و اختلاف بر سر شرایط همکاری میتواند مانع نهایی شدن توافق شود.
نوذری از تجربه کسبوکار خود برای جذب سرمایه میگوید: نزدیک به یک سال و نیم برای جذب سرمایه با یک شرکت سرمایهگذاری در تعامل بودیم، اما در نهایت به نتیجهای نرسیدیم. طولانی بودن فرآیندهای داخلی آن سازمان، تغییرات مدیریتی مداوم و لزوم تکرار مذاکرات با مدیران جدید از مهمترین دلایلی بود که در نهایت تعامل ما به نتیجهای نرسید.
به گفته او این در حالی است که آن نهاد با هدف سرمایهگذاری روی استارتآپها شکل گرفته بود و حتی سابقه سرمایهگذاریهای موفق نیز داشت. به همین دلیل نوذری معتقد است مشکل کمبود منابع مالی نبود، بلکه اشکال اصلی به فرآیندهای معیوب و ناکارآمد برمیگشت.
به گفته مدیر عامل زودکس یکی دیگر از مشکلات سرمایهگذاری در ایران به رویکرد برخی شرکتهای بزرگ بازمیگردد. او توضیح میدهد: «این شرکتها به دلیل جایگاه و اعتبار خود، معمولاً بدون توجه به ارزشگذاری واقعی استارتآپ، ارزشگذاری مدنظر خود را مبنا قرار میدهند و در ازای برند و نام تجاری خود، سهم قابل توجهی از استارتآپ را مطالبه میکنند. در بسیاری از موارد نیز حتی سرمایه نقدی قابل توجهی به شرکت تزریق نمیشود و بخش عمده معامله به صورت سرمایهگذاری غیرنقدی انجام میشود.»
هوشمند بر این باور است که تداوم چنین رویکردی نمیتواند چشمانداز امیدوارکنندهای برای توسعه سرمایهگذاری خطرپذیر در کشور ایجاد کند.
تابآوری مهمترین مزیت آینده است
تغییر رویکرد سرمایهگذاری تنها مختص ایران نیست و طی سالهای اخیر در سطح جهان نیز نگاه سرمایهگذاران تغییر کرده است. همانطور که مدیرعامل کسبیفای میگوید: «امروزه جهان دیگر نیازی به یونیکورنها ندارد بلکه این شترها هستند که ارزشمندند. امروزه کسبوکارهای پایدار، سودده و مقاوم در برابر بحرانها ارزش بیشتری دارند؛ کسبوکارهایی که بتوانند با اتکا به منابع خود، زمان ورود به بازار را کاهش دهند و بقای خود را حفظ کنند.»
بر همین اساس کارآفرینان ایرانی باید پیش از هر چیز مختصات محیطی و شرایط اقتصادی کشور را به درستی درک کنند و مدل کسبوکار خود را متناسب با این واقعیتها طراحی کنند. اگر هدف، رشد بسیار سریع و متکی بر سرمایهگذاریهای سنگین باشد، شرایط فعلی ایران بستر مناسبی برای آن نیست و بهتر است کسبوکارهایی انتخاب شوند که با سرمایه کمتر نیز امکان رشد و ادامه فعالیت داشته باشند.
از سوی دیگر اثرات روانی فرآیندهای طولانی و ناکارآمد جذب سرمایه، بر تیمهای استارتآپی نیز آن هم در نبود قطعیت و ثبات نیز موضوعی مهم است. وقتی نهادهایی مانند صندوقهای سرمایهگذاری شرکتی برای حمایت از کسبوکارهای نوپا ایجاد میشوند، اما فرآیندهای آنها ماهها یا حتی سالها طول میکشد و در نهایت نیز به نتیجه نمیرسد، علاوه بر آسیب به کسبوکار، فشار روانی قابل توجهی نیز به بنیانگذاران وارد میشود.
اکوسیستم استارتآپی ایران امروز بیش از آنکه با کمبود سرمایه مواجه باشد، با بحران اعتماد و نبود چشمانداز دستوپنجه نرم میکند. در چنین فضایی، دیگر مزیت اصلی استارتآپها جذب سرمایههای بزرگ و رشد پرشتاب نیست، بلکه توان ادامه مسیر، سازگاری با شرایط متغیر و حفظ بقاست. تا زمانی که فرآیندهای سرمایهگذاری شفافتر، سریعتر و قابل پیشبینیتر نشوند، بعید است سرمایهگذاری خطرپذیر بتواند بار دیگر به موتور محرک نوآوری در اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شود.
