BNPL یا «الان بخر، بعداً پرداخت کن» قرار بود فاصله میان نیاز امروز مشتری و توان پرداخت فردای او را کم کند، اما به نظر میرسد این صنعت حالا در ایران درگیر یک فاصله بزرگتر شده است؛ فاصله میان بازیگرانی که هرکدام بخشی از پازل اعتبار را در اختیار دارند اما حاضر نیستند آنها را کنار هم بگذارند. در حالی که بسیاری از پلتفرمهای اعتباری، داده مشتریان را یکی از مهمترین داراییهای خود میدانند و حتی با هدف حفظ مزیت رقابتی حاضر به اشتراکگذاری اطلاعاتی مانند بلکلیست خود با سایر بازیگران نیستند، تداوم این رویکرد میتواند شکلگیری یک اکوسیستم یکپارچه اعتبار را به تاخیر بیندازد. وضعیتی که در نهایت رشد کل بازار BNPL و حتی خود این بازیگران را متضرر خواهد کرد.
کاهش قدرت خرید خانوارها، رشد تجارت الکترونیکی و تغییر رفتار مشتریان باعث شده اعتبار دیجیتال به عنوان راهکاری برای تامین مالی خرد مورد توجه قرار بگیرد. با این حال، پشت تجربه ساده BNPL «الان بخر، بعداً پرداخت کن» مجموعهای از چالشهای پیچیده قرار دارد. موضوعی در دهمین نشست کافه تیف به آن پرداخته شد.
داوود محمدبیگی، معاون فناوری اطلاعات بانک خاورمیانه، معتقد است اختلاف بر سر اشتراک داده میان بانکها و کسبوکارهای دیجیتال از یک منطق اقتصادی ناشی میشود. اما ادامه این وضعیت میتواند مانع شکلگیری توسعه بازار اعتبار به شکل صحیح و گسترده آن شود.
او میگوید: «این حرف که پلتفرمهای لندتک و بازیگران BNPL میگویند ما هزینه کردهایم و حاضر نیستیم بلکلیست خود را با سایر بازیگران به اشتراک بگذاریم، از منظری حرف درستی است و منطق کسبوکاری دارد. اما اگر واقعاً دنبال این هستیم که اکوسیستم اعتباری در کشور شکل بگیرد، به این تشریک مساعی و مشارکتها نیاز داریم.»
در واقع این تناقض، یکی از مسائل بنیادین اقتصاد دیجیتال ایران است. از یک سو داده به یک دارایی ارزشمند برای کسبوکارها تبدیل شده و از سوی دیگر، بدون اشتراکگذاری کنترلشده داده، بسیاری از خدمات جدید مالی امکان توسعه ندارند. محمدمهدی اسماعیلی، مدیرعامل سیموتک، در این باره معتقد است باید نگاه به داده تغییر کند و این نگاه به معنای حرکت از مدل سنتی نگهداری داده به سمت بانکداری باز است.
او میگوید: «مدل فعلی اعتبارسنجی در ایران هنوز فاصله زیادی با مدلهای هوشمند دارد. مدل محاسبه فعلی بسیار خطی است. ممکن است شما ضامن کسی شده باشید که پرداخت نکرده، اما سیستم نمیآید سلامت مالی واقعی شما را بررسی کند.»
از قیمتگذاری مبتنی بر ریسک هنوز فاصله داریم
این همان نقطهای است که تفاوت میان اعتبار سنتی و اعتبار دیجیتال مشخص میشود و محمدمهدی مومنی، مدیرعامل ازکیوام، دقیقا روی همین تمایز دست میگذارد و میگوید: «در مدل سنتی، مشتری اغلب بر اساس چند شاخص محدود ارزیابی میشود، اما در مدلهای جدید، رفتار خرید، الگوی پرداخت، تعاملات مالی و حتی سبک استفاده از خدمات دیجیتال میتواند در تعیین ریسک موثر باشد. در دنیا مدلها به سمت ریسکپرایسینگ(قیمتگذاری مبتنی بر ریسک) رفتهاند؛ یعنی برای مشتریهای مختلف با سطح ریسک متفاوت، قیمتهای متفاوت تعیین میشود. این مدل باعث میشود مشتری خوشحساب شرایط بهتری دریافت کند و هزینه ریسک مشتری پرخطر نیز به شکل منطقیتری مدیریت شود؛ رویکردی که هنوز در بازار ایران به صورت کامل شکل نگرفته است.»
در کنار مسئله داده و اعتبارسنجی، یکی دیگر از چالشهای اصلی BNPL، مدل اقتصادی آن است. در بسیاری از بازارهای جهانی، بخش قابل توجهی از هزینه اعتبار توسط پذیرنده پرداخت میشود، اما شرایط اقتصادی ایران این مدل را پیچیدهتر کرده است. امید ترابی، مدیرعامل دیجیپی، دقیقا روی این نقطه ضعف بازار اقتصادی ایران متمرکز میشود و میگوید: « تورم باعث شده اعتبار در ایران کارکرد متفاوتی پیدا کند. مدل کلاسیک این است که کارمزد از سمت پذیرنده پرداخت شود، اما شرایط اقتصادی ما شرایط عادی نیست. پلتفرمها نمیتوانند تمام هزینه اعتبار را به مشتری یا پذیرنده منتقل کنند، چون باید قیمت نهایی باید برای دو طرف قابل پذیرش باشد. ضمنا اگر هزینه اعتبار برای کسبوکارها جبران نشود، ادامه این مدل اقتصادی ممکن نیست.»
به همین دلیل، بازار BNPL در ایران در یک نقطه حساس قرار دارد؛ جایی که از یک طرف تقاضای مشتری برای اعتبار افزایش یافته و از طرف دیگر، مدل درآمدی و تامین منابع هنوز نیازمند شفافیت بیشتری است.
رابطه پس از خرید
با این حال، توسعه بازار اعتبار تنها به حل مساله داده و تنظیمگری محدود نمیشود و یکی از چالشهای مهم پیش روی این صنعت، پیدا کردن تعادل میان رشد کسبوکار و حفظ سلامت مالی مشتریان است. چراکه اعتبار برخلاف یک فروش عادی، رابطهای است که پس از خرید آغاز میشود و تا زمان تسویه ادامه پیدا میکند.
محمدمهدی مومنی، مدیرعامل ازکیوام، با اشاره به همین موضوع معتقد است نگاه صرف به افزایش حجم فروش نمیتواند معیار مناسبی برای ارزیابی موفقیت یک پلتفرم اعتباری باشد. او میگوید: «روی یک لبه تیغ راه رفتن است. حجم فروش اهمیت دارد، اما هر واحد فروشی که در فضای اعتباری داریم، یک واحد تعهد هم ایجاد میکند. این کاربر در ادامه برای ما هزینه دارد؛ هزینه پشتیبانی، مدیریت و حفظ ارتباط تا زمانی که اقساطش را پرداخت کند.»
این نگاه نشان میدهد که توسعه اعتبار دیجیتال نیازمند تغییر رویکرد از اعتباردهی برای افزایش فروش» به اعتباردهی مسئولانه است؛ مدلی که در آن کیفیت مشتری، احتمال بازپرداخت و طول عمر رابطه مشتری با پلتفرم، به اندازه حجم تراکنش اهمیت دارد.
اما یکی از موانع اصلی در این مسیر، همچنان نبود شفافیت کافی در مدل اقتصادی این بازار است. شرایط اقتصادی ایران باعث شده مدلهای رایج جهانی به سادگی قابل پیادهسازی نباشند. در شرایط تورمی، مشتری به اعتبار به عنوان راهکاری برای حفظ قدرت خرید نگاه میکند، اما کسبوکارها نیز باید بتوانند هزینه تامین مالی، ریسک نکول و عملیات خود را پوشش دهند.
از سوی دیگر، موضوع داده همچنان یکی از مهمترین حلقههای مفقوده این اکوسیستم است. اسماعیلی در این باره میگوید: «آینده اعتبار بدون بازتعریف رابطه میان کاربر و اطلاعات مالی او امکانپذیر نیست. تا زمانی که دادهها در جزیرههای جدا از هم باقی بمانند و مدلهای اعتبارسنجی نتوانند تصویر کاملی از رفتار مالی افراد ارائه دهند، توسعه اعتبار هوشمند با محدودیت مواجه خواهد بود.»
حالا و با شرایط تورمی ایران BNPL در مرحلهای قرار دارد که بیش از هر چیز به هماهنگی میان بازیگران مختلف نیاز دارد. بانکها نمیتوانند به تنهایی تمام زنجیره اعتبار را مدیریت کنند، پلتفرمها نیز بدون دسترسی به منابع و چارچوبهای مشخص قادر به توسعه پایدار نیستند. مسیر آینده اعتبار دیجیتال در ایران منوط به این است که بازیگران تا چه اندازه بتوانند از نگاه جزیرهای فاصله بگیرند، اعتبارسنجی از مدلهای سنتی عبور کند، قیمتگذاری بر اساس ریسک توسعه پیدا کند و رابطه بانکها و پلتفرمها با یکدیگر از رقابت به همکاری تبدیل شود، در این صورت است که BNPL میتواند از یک ابزار خرید قسطی فراتر رفته و به یکی از زیرساختهای اصلی اقتصاد دیجیتال تبدیل شود.