مشاور وزیر ارتباطات: اکثر مردم در هر شرایطی مخالف قطع اینترنت هستند
نتایج یک نظرسنجی تازه از مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، نشان میدهد اکثر کاربران ایرانی از سیاست قطع اینترنت و فیلترینگ ناراضیاند.
«محمد رهبری»، مشاور وزیر ارتباطات، در گفتوگو با دیجیاتو با استناد به دادههای این نظرسنجی میگوید این نارضایتی، برخلاف تصور رایج، نهتنها با قطع اینترنت فروکش نمیکند، بلکه به انباشت خشم اجتماعی دامن میزند. او همچنین از رشد چشمگیر تمایل به استفاده از استارلینک و پیامدهای امنیتی آن، و از وابستگی روزافزون معیشت مردم به اینترنت سخن میگوید و هشدار میدهد که تصمیمگیری درباره اینترنت را نباید صرفاً تصمیمی فنی یا امنیتی دانست.
لازم به ذکر است این نظرسنجی در بازه زمانی ۲۵ تا ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، با نمونه آماری ۴۵۴۵ نفر و از میان افراد ۱۵ سال به بالا در شهرها و روستاها انجام شده است.
مردم حتی به دلیل امنیتی هم با قطع اینترنت موافق نیستند
رهبری با استناد به دادههای نظرسنجی ایسپا میگوید تصور رایج میان بخشی از سیاستگذاران، که مردم در شرایط جنگی یا بحرانی با قطع اینترنت همراهی بیشتری نشان میدهند، با واقعیت فاصله دارد. به گفته او، ۵۷ درصد پاسخدهندگان به این نظرسنجی با قطع اینترنت در زمان جنگ مخالف بودهاند و حدود دو سوم مردم نیز با قطع اینترنت در زمان ناآرامیهای اجتماعی مخالفت کردهاند.
مشاور وزیر ارتباطات باور دارد مردم قانع نشدهاند اینترنت حتی به دلایل امنیتی قطع شود. او میگوید: «اینترنت به بهانهی حفظ امنیت جامعه مطرح میشود، اما این استدلالها نتوانستهاند اکثریت مردم را متقاعد کنند که این سیاست، سیاست درستی است؛ از این رو مردم نارضایتی خود را اعلام کردهاند.»
رضایت گسترده از بازگشایی، نارضایتی گسترده از فیلترینگ
رهبری میگوید در مقابل مخالفت گسترده با قطعی، بیش از سهچهارم پاسخگویان از تصمیم بازگشایی اینترنت استقبال کردهاند: «فقط ۲۲.۵ درصد بودند که اصلا با اتصال مجدد اینترنت موافق نبودند یا خیلی کم موافق بودند؛ یعنی بیش از ۷۵ درصد مردم از متوسط تا زیاد و خیلی زیاد با اتصال مجدد همراه بودند.»
او تأکید میکند نارضایتی از فیلترینگ نیز به همان اندازه گسترده است و دلیل آن را نخست باید در میزان استفاده از فیلترشکن جستوجو کرد: «حدود ۷۵ مردم از فیلترشکن استفاده میکنند و این خودش گویای خیلی چیزهاست؛ اگر مردم موافق فیلترینگ بودند، نباید از فیلترشکن استفاده میکردند.»
قطع اینترنت آرامش نمیآورد، خشم میآفریند
یکی از یافتههای محوری این نظرسنجی، به گفته رهبری، رابطه مستقیم میان قطع اینترنت و خشم اجتماعی است. ۴۷.۱ درصد کاربران گفتهاند قطعی اینترنت به میزان زیاد یا خیلی زیاد آنان را خشمگین میکند؛ عددی که در میان جوانان زیر ۱۸ سال، افراد دارای تحصیلات دانشگاهی و ساکنان مراکز استانها به بالای ۵۰ درصد میرسد.
مشاور وزیر ارتباطات صراحتاً استدلال اصلی مدافعان قطعی، یعنی ایجاد آرامش در جامعه، را زیر سؤال میبرد: «طبق پژوهشهای اجتماعی، انباشت خشم یکی از مؤلفههای اصلی ایجاد ناآرامیهای اجتماعی است. اگر کسی دغدغه آرامش در جامعه دارد، این دادهها نشان میدهد قطع اینترنت به آن آرامش کمک نمیکند؛ اتفاقاً میتواند آن را تشدید کند.»
او حتی احتمال میدهد تداوم بیشتر قطعی اخیر میتوانست خود به یک موج اعتراضی جدید دامن بزند: «اگر اینترنت یک یا دو ماه دیگر هم قطع میماند، ممکن بود همین تابستان ناآرامیهایی به خاطر اعتراض به قطع اینترنت پیدا میکردیم.»
استارلینک حکمرانی اینترنت را تهدید میکند
رهبری فراگیر شدن استارلینک را تهدیدی برای امکان اعمال حکمرانی بر فضای مجازی میداند: «استارلینک اگر در کشور فراگیر شود، امکان اعمال سیاستگذاری را از حاکمیت میگیرد. من معتقدم این اتفاق خوبی نیست، اگرچه برخی از سیاستهایی که دنبال میشود هم سیاستهای درستی نیست.»
او با استناد به دادههای نظرسنجی میگوید حدود ۸۰ درصد کاربران اینترنت با مفهوم استارلینک آشنا هستند و ۵ درصد از این افراد، معادل حدود ۳ درصد کل کاربران، از آن استفاده میکنند که با احتساب جمعیت کشور به نزدیک ۸۰۰ هزار نفر میرسد.
نکته مهمتر از نگاه رهبری اما میزان تمایل به استفاده است، نه میزان مصرف فعلی: «۴۷ درصد از کسانی که استارلینک را میشناسند، تمایل دارند از آن استفاده کنند و تنها ۴۰ درصد از این افراد گفتهاند ممنوعیت قانونی مانع استفادهشان شده. یعنی هرچقدر جریمه و تنبیه هم بگذاریم، باز عامل اصلی نیست.»
رهبری با محاسبهای تقریبی میگوید دستکم ۲ میلیون نفر در کشور بهطور بالقوه بهدنبال استفاده از استارلینکاند، اما هنوز راهش را نیافتهاند. او این آمار را مستقیماً به بحث امنیت ملی پیوند میزند: «کسانی که از قطع اینترنت، فیلترینگ یا سرعت پایین اینترنت ناراضیاند، با درصد بسیار بالایی تمایل به استفاده از استارلینک دارند. اگر دغدغه امنیت داریم، همین سیاستها دارند مردم را بهسمت استارلینک سوق میدهند و این خودش میتواند تهدیدی برای امنیت ملی باشد.»
توسعه پیامرسانهای داخلی باعث دوری از شبکههای اجتماعی خارجی نمیشود
با وجود رشد قابلتوجه کاربران پیامرسانهای داخلی پس از قطعیهای اخیر، رهبری میگوید نظرسنجی ایسپا فرضیه رایج میان سیاستگذاران را رد میکند. بر اساس این فرضیه با تقویت پلتفرمهای داخلی، کاربران بهتدریج شبکههای خارجی را ترک خواهند کرد. او میگوید: «طبق این نظرسنجی، روبیکا از نظر تعداد کاربران حدود ۲ درصد نسبت به اینستاگرام رشد داشته، اما خود اینستاگرام هم رشد قابلتوجهی داشته و حتی یوتیوب و توییتر هم رشد چشمگیری داشتهاند.»
او با ذکر آمار روند بلندمدت این پلتفرمها میگوید: «سالهای گفته میشد توییتر سه چهار درصد کاربر در ایران دارد اما الان به ۱۰ درصد رسیده؛ یوتیوب هم از ۱۰ درصد به ۲۳ درصد رسیده است.» به گفته رهبری، تعداد کاربرانی که روزانه چندین بار از اینستاگرام استفاده میکنند، حدود ۵۰ درصد بیشتر از کاربران روزانهی روبیکاست. او نتیجه میگیرد: «این فرض که با وجود شبکهی اجتماعی داخلی دیگر کسی از خارجیها استفاده نمیکند، غلط است. مهاجرت اتفاق نیفتاده؛ الان هم از داخلیها استفاده میشود، هم از خارجیها، و مصرف خارجی هم در یکی دو سال اخیر افزایش پیدا کرده، نه کاهش.»
معیشت میلیونها ایرانی به اینترنت گره خورده است
رهبری وابستگی اقتصادی کاربران به اینترنت را یکی دیگر از ابعاد نادیدهگرفتهشده در تصمیمگیریها میداند. به گفته او نزدیک به ۳۰ درصد پاسخدهندگان بهطور مستقیم و غیرمستقیم اعلام کردهاند درآمدشان به اینترنت وابسته است و در پرسشی مشابه، ۱۰ تا ۲۰ درصد گفتهاند در صورت قطع اینترنت، معیشتشان آسیب میبیند.
او تأکید میکند این ارقام باید در بستر جمعیتشناختی نظرسنجی خوانده شود، چون نمونه شامل کارمندان دولت و افراد بیکار نیز بوده است: «اگر فقط شاغلانی را در نظر بگیریم که کارمند دولت نیستند، احتمالاً درصد کسانی که معیشتشان وابسته به اینترنت است، بهمراتب بیشتر از همین بیست تا بیستوپنج درصد خواهد بود.»
از نگاه مشاور وزیر ارتباطات، این دادهها تصمیمگیری دربارهی اینترنت را از جنس تصمیمهای صرفاً فنی خارج میکند: «همانقدر که تصمیم دربارهی بنزین یا برق حساسیتبرانگیز است و سیاستگذار با احتیاط تصمیم میگیرد که آسیبی به معیشت مردم نرسد، تصمیمگیری دربارهی اینترنت هم باید از همین جنس باشد. اینترنت کالای لوکس نیست؛ بخشی از زندگی مردم است.»
مردم حق دارند از وزارت ارتباطات ناراضی باشد
مشاور وزیر ارتباطات در پاسخ به انتقادهایی که متوجه وزارت ارتباطات است، میپذیرد که نارضایتی مردم از این وزارتخانه طبیعی است، اما تأکید میکند تصمیم نهایی دربارهی قطع یا اتصال اینترنت خارج از اختیار وزارت ارتباطات گرفته میشود: «وزارت ارتباطات بهعنوان یک ناظر در جلسات حضور دارد، نظرش را اعلام میکند، اما یک نظر است؛ ممکن است در نهایت خلاف نظر وزارت ارتباطات تصمیمی گرفته شود.»
با این حال، رهبری معتقد است وزارت ارتباطات همواره برای اتصال مجدد و محدود کردن دامنهی قطعیها پیگیری کرده است، حتی اگر این پیگیریها بازتاب رسانهای نداشته باشد. او میگوید مردم حق دارند از کل مجموعهی تصمیمگیر، از جمله وزارت ارتباطات، ناراضی باشند، چون «کاربر کاری ندارد که چه کسی اینترنت را قطع کرده است، او فقط میخواهد اینترنت وصل باشد.»
چرا سیاستگذار با وجود این دادهها باز هم فیلتر میکند؟
رهبری معتقد است نمیتوان از «سیاستگذار» بهعنوان یک نهاد واحد سخن گفت، بلکه ترکیبی از افراد و نهادها با دغدغههای متفاوت در این تصمیمها دخیلاند. بخشی از ماجرا، به گفته او، فقدان داده است: «این نظرسنجی شاید اولین کاری باشد که بهصورت جامع همهی ابعاد اینترنت و فضای مجازی را با هم بررسی کرده؛ پیش از این تصویر جامعی از نگرش مردم وجود نداشت. با این حال همه تصمیمگیران به چنین اطلاعاتی دسترسی ندارند و به آنها استناد نمیکنند.»
اما رهبری دلایل دیگری را هم مطرح میکند که به آگاهی از دادهها ربطی ندارد. نخست، طیف کوچکی از جامعه که با فیلترینگ و قطعی موافقاند: «حدود ۱۲.۵ درصد پاسخگویان از سرعت اینترنت راضیاند، با رفع فیلتر مخالفاند و با قطع اینترنت موافقاند؛ ممکن است بخشی از سیاستگذاران خودشان را در همین پایگاه ببینند و از همان زاویه تصمیم بگیرند.»
به باور مشاور وزیر ارتباطات مهمترین وجه ماجرا، دغدغه امنیت ملی است، هرچند در این باره هم اجماعی وجود ندارد، برخی دغدغهمندان امنیت خواهان بازگشاییاند و برخی دیگر خواهان محدودیت بیشتر.
سوم، انگیزههای سیاسی است. رهبری بدون میگوید برخی تصمیمگیران صرفاً به این دلیل با رفع محدودیت مخالفاند که نمیخواهند شعار دولت محقق شود: «برخی سیاسی نگاه میکنند، میگویند این دولت آمده یک شعاری داده برای رفع فیلتر، بهتر است محقق نشود.» او مسیر توقفیافته رفع فیلتر تلگرام را نمونهای از این الگو میداند: «سال گذشته مسیر رفع فیلتر تلگرام داشت کاملاً قانونی طی میشد که ناگهان از تریبونهای رسمی و غیررسمی فضاسازی علیه بازگشایی آن آغاز شد.»
چهارم، منافع اقتصادی اقتصاد فیلترشکنفروشی است. رهبری با احتیاط میگوید نمیداند این منافع تا چه اندازه در نهادهای تصمیمگیر نفوذ دارند، اما معتقد است ذینفعان فیلترینگ، چه درون حاکمیت و چه بیرون از آن، برای تداوم این وضعیت تلاش میکنند.
اینستاگرام مقصر ناآرامیهای خیابانی نیست
در واکنش به این ادعای رایج که خشم خیابانی دیماه ریشه در باز شدن اینستاگرام داشته، رهبری صراحتاً این گزاره را رد میکند: «نارضایتی و خشم زمینهای اجتماعی و اقتصادی دارد. کسی که نمیتواند نان شبش را تأمین کند، یا احساس محرومیت نسبی میکند، خشم بیشتری تجربه میکند؛ این زمینه را باید در سیاستهای غلط جستوجو کرد، نه در اینستاگرام.»
او البته سهم محدودی برای شبکههای اجتماعی در شکلگیری کنش جمعی قائل است: «شبکههای اجتماعی اطلاعات اجتماعی لازم برای تصمیم به پیوستن به یک کنش جمعی را در اختیار کاربر میگذارند؛ این اثر وجود دارد، اما در قیاس با زمینهی نارضایتی، اثری محدود است.» به گفته او، پژوهشهای متعدد نشان میدهند بستن شبکههای اجتماعی هم راهحل نیست، چون کاربران بهسراغ رسانههای جایگزین، از ارتباط چهرهبهچهره تا ماهواره، میروند.
رهبری در پایان هشدار میدهد که انداختن مسئولیت بحرانهای اجتماعی به گردن شبکههای اجتماعی، گاه صرفاً پوششی برای فرار از پذیرش اشتباه سیاستی است: «گاهی بهجای پذیرفتن اینکه من تصمیم اشتباهی گرفتم، آن را روی جای دیگری فرافکنی میکنیم و میگوییم تقصیر اینستاگرام بوده؛ متأسفانه این موضوع گاه دیده میشود.»
