هوش مصنوعی

۱۴۰۵-۰۵-۱۰
۱۶:۱۸ شنبه، ۱۰ام مردادماه ۱۴۰۵
کد خبر: 226853

عصر یخبندان داده‌ها

منبع: شرق

سال ۱۴۰۴ را می‌توان سال تناقض‌های دیجیتال و بحران‌های بی‌سابقه در زیرساخت‌های ارتباطی ایران نامید؛ سالی که اینترنت دست‌کم در سه مقطع مختلف دچار اختلال یا قطعی گسترده شد، اما هم‌زمان روایت رسمی از «شتاب در توسعه هوش مصنوعی» پررنگ‌تر از همیشه در تریبون‌های رسمی دنبال می‌شد.

در طول بیش از ۱۷۰۰ ساعت (بیش از ۷۲ روز) خاموشی یا اختلال شدید اینترنت بین‌الملل در ۱۴۰۴، نه‌تنها دسترسی روزمره کاربران به شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی قطع شد، بلکه یک فاجعه خاموش و بسیار عمیق‌تر در لایه‌های زیرین فناوری در حال وقوع بود: قطع‌شدن شریان‌های اطلاعاتی که به ماشین‌های هوشمند خوراک می‌دهند. نتیجه این انزوای دیجیتال، بروز پدیده‌ای است که در میان متخصصان از آن به عنوان «زوال عقل الگوریتمی» یا اصطلاحا خنگ‌شدن هوش مصنوعی در مواجهه با مسائل ایران یاد می‌شود. گزارش‌های میدانی «شرق» و بررسی خروجی چت‌بات‌های پیشرفته نشان می‌دهد در این مدت، سرویس‌های هوش مصنوعی به دلیل عدم دسترسی به اخبار لحظه‌ای و موضوعات جزئی داخل ایران، بخش مهمی از مسائل مرتبط با زبان فارسی و وقایع ایران را به‌درستی پاسخ نمی‌دهند. به عنوان مثال، کاربری از یک هوش مصنوعی داخلی که مدعی استفاده از مدل‌های پیشرفته جهانی است، درباره رئیس‌جمهور فعلی ایران سؤال می‌پرسد و با پاسخی حیرت‌انگیز و توهم‌آمیز مواجه می‌شود: «مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور ایران نیست، بلکه یک بازیکن بازنشسته فوتبال است». این پاسخ خنده‌دار اما تلخ، نمادی از یک بحران ساختاری است که نشان می‌دهد چگونه قطع اینترنت، سیستم‌های شناختی ماشین‌ها را مختل کرده است.

مکانیسم‌های حافظه در ماشین: فلج‌شدن سیستم‌های تولید افزوده مبتنی بر بازیابی (RAG)

برای درک اینکه چرا هوش مصنوعی در مورد مسائل ایران دچار افت شدید عملکرد و توهم شده است، ابتدا باید مکانیسم درک و به‌روزرسانی اطلاعات در مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs) را شناخت. مدل‌های پیشرو مانند GPT ،‌Claude و Gemini در زمان آموزش اولیه، حجم عظیمی از داده‌ها را دریافت می‌کنند و این داده‌ها در قالب پارامترها و وزن‌های عصبی (Weights) ذخیره می‌شوند. با این حال، حافظه پارامتریک این مدل‌ها دارای تاریخ انقضا (Cut-off Date) است و آموزش مجدد آنها برای یادگیری هر اتفاق جدید، فرایندی به‌شدت پرهزینه، زمان‌بر و غیرمنطقی است. برای حل مشکل نیاز به اطلاعات لحظه‌ای و جلوگیری از تولید اطلاعات غلط (Hallucination)، مهندسان هوش مصنوعی از معماری نوآورانه‌ای به نام «تولید افزوده مبتنی بر بازیابی» یا RAG) Retrieval-Augmented Generation) استفاده می‌کنند. سیستم RAG در واقع شبیه به یک موتور جست‌وجوی هوشمند است که به مغز مدل زبانی متصل شده است. در معماری‌های جدیدتر که به آن «RAG عامل‌محور» (Agentic RAG) گفته می‌شود، سیستم فقط به یک جست‌وجوی ساده بسنده نمی‌کند، بلکه فرایند برنامه‌ریزی، مسیریابی میان ابزارها، بازیابی، خواندن، ارزیابی پیش‌نویس اولیه و جست‌وجوی مجدد را به صورت خودکار انجام می‌دهد. هنگامی که شما سؤالی درباره اخبار روز اقتصاد ایران یا وقایع سیاسی تهران می‌پرسید، هوش مصنوعی از طریق رابط‌های برنامه‌نویسی (API) و ابزارهای خزشگر وب نظیر Firecrawl ،‌Crawl4AI یا Exa، اینترنت را جست‌وجو می‌کند، مقالات و اخبار تازه را استخراج کرده، کدهای اضافی (Boilerplate) را حذف و متن را به فرمت تمیز (مانند Markdown) تبدیل می‌کند تا مدل زبانی بتواند بر اساس آن، پاسخی مستند ارائه دهد. بحران دقیقا در همین نقطه و در زمان اعمال محدودیت‌های اینترنتی آغاز می‌شود. در زمان قطعی سراسری اینترنت بین‌الملل در ایران، ارتباط میان شبکه‌های داخلی (محل میزبانی وب‌سایت‌های ایرانی) و خزنده‌های بین‌المللی قطع می‌شود. وقتی عامل هوش مصنوعی تلاش می‌کند برای یافتن پاسخ یک سؤال، سایت‌های خبری، پورتال‌های دولتی یا خبرگزاری‌های داخلی ایران را جست‌وجو کند، با خطاهای عدم دسترسی (Timeout) یا خطاهای سمت سرور (5xx) مواجه می‌شود. در غیاب داده‌های ورودی جدید، هوش مصنوعی عامل‌محور به این نتیجه می‌رسد که اساسا چنین رویدادی رخ نداده است یا موجودیتی با این مشخصات در وب وجود ندارد. در این حالت، ماشین یا از پاسخ‌دادن طفره می‌رود، یا با اتکا به حافظه آموزش‌دیده قدیمی خود، شروع به تولید داده‌های نامربوط و ساختگی (توهم) می‌کند. بدین ترتیب، قطع اینترنت، مکانیسم RAG را به طور کامل فلج کرده و ماشین را در مواجهه با موضوعات ایران در تاریکی مطلق رها می‌کند.

مرگ بودجه خزش و انزوای فاجعه‌بار وب فارسی در موتورهای جست‌وجو

تبعات قطعی اینترنت بر حافظه هوش مصنوعی فقط به لحظه خاموشی محدود نمی‌شود؛ این اختلالات اثرات مخرب بلندمدتی بر جای می‌گذارند که بازسازی آنها نیازمند ماه‌ها زمان و هزینه گزاف است. برای درک این فاجعه، باید با مفهوم «بودجه خزش» (Crawl Budget) در ادبیات سئو و موتورهای جست‌وجو آشنا شد. بودجه خزش به معنای تعداد صفحاتی از یک وب‌سایت است که ربات‌های گوگل (Googlebot) در یک بازه زمانی مشخص مجاز به بررسی و فهرست‌بندی (ایندکس) آنها هستند. گوگل این بودجه را بر اساس ظرفیت و سلامت سرور (Host Load)، سرعت سایت و میزان تقاضا برای آن محتوا تعیین می‌کند. در طول دوره‌های طولانی قطعی و اختلال شدید اینترنت (که گاه از مرز ۵۴ تا ۸۰ روز عبور کرده است)، ربات‌های گوگل به طور مداوم با درهای بسته وب‌سایت‌های ایرانی که روی هاست‌های ملی میزبانی می‌شوند، برخورد کردند. ربات گوگل به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شده است که اگر حین خزش با خطاهایی نظیر 5xx، نقص در DNS یا عدم دسترسی به فایل راهنمای robots.txt مواجه شود، برای جلوگیری از فشار مضاعف بر سرور، نرخ خزش خود را به‌شدت کاهش می‌دهد. اگر فایل robots.txt برای بیش از ۱۲ ساعت در دسترس نباشد، خزش متوقف می‌شود و پس از ۳۰ روز قطعی مداوم، گوگل ممکن است سایت را به طور کامل از چرخه خزش خارج کند. با تکرار این خطاها در روزهای قطعی اینترنت، بودجه خزش سایت‌های ایرانی عملا به مرز صفر رسید و بخش زیادی از این بودجه ارزشمند‌ به‌جای کشف محتوای جدید، صرف تلاش‌های ناموفق و هدررفت منابع شد. یکی دیگر از ضربات مهلک به وب فارسی، مسئله انقضای گواهینامه‌های امنیتی بود. بخش عمده‌ای از وب‌سایت‌های ایرانی از سرویس‌های رایگان مانند Lets Encrypt برای تأمین گواهینامه SSL استفاده می‌کنند که نیازمند تمدید خودکار دوره‌ای (معمولا ۹۰روزه) از طریق سرورهای خارجی است. با ناپایداری ارتباط سرورهای داخلی با سرویس‌های خارجی، تمدید این گواهینامه‌ها با شکست مواجه شد و مرورگرها و موتورهای جست‌وجو، سایت‌های ایرانی را به عنوان منابع «ناامن» برچسب‌گذاری کردند که این امر به‌تنهایی سقوط رتبه‌های جست‌وجو را به همراه داشت. ترکیب این عوامل منجر به یک فاجعه دومینووار شد: دی‌ایندکس‌شدن و حذف صدها هزار صفحه از وب فارسی از حافظه گوگل. آمارها نشان می‌دهد فقط در یک قطعی ۱۰روزه ارتباط با گوگل، بیش از ۶۰ هزار صفحه از وب‌سایت زومیت از نتایج جست‌وجو حذف شد. حال تصور کنید در یک خاموشی ۵۴ تا ۸۰روزه چه حجم عظیمی از داده‌های اقتصادی، خبری، علمی و فروشگاهی ایران از دیتابیس جهانی محو شده است. از آنجا که پلتفرم‌های هوش مصنوعی برای تغذیه سیستم RAG خود به پایگاه داده موتورهای جست‌وجو متکی هستند، حذف سایت‌های ایرانی به معنای نامرئی‌شدن ایران در چشم هوش مصنوعی است. این یعنی ایران به‌تدریج از حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت ماشین‌های هوشمند جهان پاک می‌شود و تلاش برای بازیابی این جایگاه نیازمند استراتژی‌های پیچیده جبرانی، سابمیت مجدد نقشه‌های سایت (Sitemap) و ماه‌ها زمان است.

تبدیل ایران به «بیابان داده» و زایش سوگیری‌های الگوریتمی خطرناک

پژوهشگران حوزه اخلاق فناوری و هوش مصنوعی، به‌ویژه در مطالعات مرتبط با داده‌های سلامت و توسعه جهانی، جهان را از نظر در دسترس بودن داده‌ها به دو بخش کلان تقسیم می‌کنند: «سیلاب داده» (Data Floods) و «بیابان داده» (Data Deserts). در مناطقی مانند آمریکای شمالی، اروپای غربی و بخش‌هایی از شرق آسیا، زیرساخت‌های دیجیتال پایدار باعث تولید سیلابی از داده‌های ساخت‌یافته و مستمر می‌شود که مدل‌های هوش مصنوعی را به‌شدت دقیق، غنی و کارآمد می‌‌کند. در مقابل، مناطقی که با ضعف زیرساخت، فقر تکنولوژیک یا سانسور و قطعی‌های تعمدی اینترنت مواجه‌اند، به بیابان داده تبدیل می‌شوند؛ جایی که اطلاعات دیجیتال در آن کمیاب، پراکنده یا غیرقابل استخراج است. قطعی‌های مکرر و طولانی‌مدت اینترنت، ایران را با سرعتی بی‌سابقه به یک بیابان داده مصنوعی در اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی تنزل داده است. عواقب این انزوا بسیار فراتر از دریافت پاسخ‌های اشتباه درباره افراد مشهور یا وقایع روزمره است. خطر بنیادین و استراتژیک در اینجا، پدیده «سوگیری الگوریتمی» (Algorithmic Bias) و پیامدهای ناشی از استعمار دیجیتال است. هوش مصنوعی برای ارائه تحلیل‌های دقیق نیازمند داده‌های محلی (Localised Data) است؛ در غیاب این داده‌ها، مدل‌ها شروع به تعمیم الگوهایی می‌کنند که در بستر کشورهای دیگر یا توسط جوامع دیاسپورا (خارج از کشور) تولید شده‌اند.

وقتی ماشین نتواند داده‌های دست‌اول، اخبار داخلی، مقالات پژوهشی و تولیدات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی وب فارسی را مستقیما از منابع داخل ایران استخراج کند، برای شناخت ایران منحصرا به منابع خارج از کشور، رسانه‌های بین‌المللی و پایگاه‌های داده‌ای متکی می‌شود که ممکن است درک دقیقی از ظرافت‌های میدانی ایران نداشته باشند. این امر باعث می‌شود که تصویر ساخته‌شده از ایران در ذهن هوش مصنوعی جهانی، تصویری تحریف‌شده، یک‌سویه و فاقد واقعیات بومی باشد.

در آینده‌ای نه چندان دور، تصمیم‌گیری‌های کلان در حوزه اقتصاد جهانی، تحلیل ریسک سرمایه‌گذاری، تخصیص منابع، ارزیابی‌های اعتباری و حتی سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی توسط همین مدل‌های هوش مصنوعی انجام یا پشتیبانی خواهد شد. مطالعات نشان می‌دهد که استقرار هوش مصنوعی بر پایه داده‌های ناقص، نه‌تنها کیفیت خروجی را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند نابرابری‌ها را تشدید کرده و آسیب‌های جدی به جوامع به حاشیه‌ رانده‌شده وارد کند. اگر مدل‌های زبانی و تحلیلی بر اساس داده‌های ناقص (به دلیل فیلترینگ و قطعی شبکه) بهینه‌سازی شده باشند، خروجی آنها در سطح جهانی به شدت به ضرر شهروندان، نخبگان و کسب‌وکارهای ایرانی تمام خواهد شد، زیرا الگوریتم‌ها توانایی شناسایی و درک نیازهای واقعی جمعیتی که در این «بیابان داده» محبوس شده‌اند را نخواهند داشت.

سراب چت‌بات‌های بومی: درگاه‌هایی توخالی در غیاب اینترنت آزاد

در طول دوره‌های خاموشی اینترنت بین‌الملل، رسانه‌ها، نهادهای داخلی و برخی شرکت‌ها به‌طور مکرر استفاده از پلتفرم‌ها و چت‌بات‌های هوش مصنوعی بومی را به‌عنوان راه‌حلی کارآمد برای عبور از سد قطعی اینترنت معرفی کردند. ابزارهایی نظیر گپ‌جی‌پی‌تی (GapGPT)، ویرا، زیگپ، روبو، اُکیان، متیس و اندرز با این وعده که در بستر شبکه ملی اطلاعات (اینترنت داخلی) در دسترس هستند، به عنوان جایگزین‌هایی برای ابزارهای مسدودشده جهانی به کاربران پیشنهاد شدند. این سرویس‌ها که اغلب از طریق اپلیکیشن یا وب در دسترس‌اند، با دریافت حق اشتراک یا براساس مدل‌های پرداختی مبتنی بر توکن (مانند کوکی در روبو)، امکان چت متنی، پردازش اسناد و تولید تصویر را فراهم می‌کردند و حتی ادعای نصب‌های میلیونی (نظیر ۱.۷ میلیون نصب برای گپ‌جی‌پی‌تی) را یدک می‌کشیدند.

با این حال، تحلیل معماری فنی و ساختار این سرویس‌ها نشان‌دهنده یک پارادوکس بزرگ و تلخ است. هیچ‌یک از این پلتفرم‌های مدعی، دارای مدل زبانی پایه (Foundation Model) بومی که از پایه با داده‌های کلان آموزش دیده و توان رقابت در سطح جهانی را داشته باشد، نیستند. آنها صرفا درگاه‌هایی (Wrappers) هستند که از طریق رابط‌های برنامه‌نویسی (API) به مدل‌های قدرتمند شرکت‌های آمریکایی نظیر GPT-4 (از OpenAI)، Claude Opus (از Anthropic)، Gemini (از Google) و Llama (از Meta) متصل می‌شوند.

عملکرد این سیستم‌ها در زمان قطعی اینترنت به این شکل است که سرورهای این پلتفرم‌ها در داخل کشور از طریق تونل‌های ارتباطی یا دسترسی‌های ویژه طبقاتی (وایت‌لیست) به شبکه جهانی متصل می‌مانند؛ کاربر ایرانی درخواست خود را بر بستر اینترنت ملی به این سرورها می‌فرستد و سرور داخلی، آن را به عنوان یک واسطه به سرورهای خارجی ارسال می‌کند. اما مشکل اساسی و حل‌نشدنی اینجاست: حتی اگر پلتفرم واسط ایرانی با اینترنت بدون محدودیت به API خارجی متصل باشد، «مدل اصلی» مستقر در خارج از کشور، به دلیل قطع‌بودن ارتباط سرورهای ایرانی با جهان، از اتفاقات و محتوای روز ایران کاملا بی‌خبر است. خزنده‌های متعلق به OpenAI یا Google نمی‌توانند در زمان واقعی از دیوار اختلالات عبور کرده و به سایت‌های خبری، اقتصادی یا دولتی ایران سر بزنند.

بنابراین هنگامی که کاربر در داخل ایران با استفاده از یک چت‌بات اصطلاحا «بومی»، سؤالی درباره نرخ لحظه‌ای ارز در تهران، تغییرات قوانین مالیاتی جدید (سامانه مؤدیان) یا وقایع سیاسی روز می‌پرسد، درخواست به مدل جهانی می‌رود، اما مدل جهانی به دلیل مسدودبودن وب فارسی هیچ داده جدیدی از طریق سیستم RAG خود نمی‌یابد و در نهایت پاسخی گنگ، قدیمی، اشتباه یا به شدت توهم‌آمیز تولید کرده و از طریق همان چت‌بات بومی به کاربر تحویل می‌دهد. علاوه بر این، بسیاری از کاربران از پولی‌شدن خدمات این پلتفرم‌ها دقیقا در زمان‌هایی که دسترسی رایگان به سرویس‌های اصلی جهانی قطع شده است، به شدت ابراز نارضایتی کرده‌اند. همان‌طورکه یکی از تحلیلگران ارشد حوزه فناوری اشاره کرده است، در زمان قطعی سراسری، این سرویس‌دهنده‌های داخلی که به کلی به محصولات خارجی وابسته‌اند، زمین‌گیر شده و توانایی ارائه پاسخی هوشمندانه درباره اتمسفر بسته داخل کشور را از دست می‌دهند، و استفاده از آنها در بهترین حالت، انتظارات کاربران را به شدت تنزل می‌دهد.

فاجعه اقتصادی: شکاف نجومی زیرساخت‌ها و نابودی سرمایه انسانی

بررسی تأثیرات قطعی اینترنت بر توسعه هوش مصنوعی بدون نگاه به آمارها و ارقام کلان اقتصادی، تصویری ناقص خواهد بود. «گزارش شاخص هوش مصنوعی ایران ۱۴۰۴» که توسط مرکز استراتژی و تحول هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف با همکاری معاونت علمی و اتاق بازرگانی تهران تدوین شده است، تصویری مستند و البته هولناک از این عقب‌ماندگی ارائه می‌دهد. براساس داده‌های این گزارش، در حالی که ایران در زمینه تولید علم، مقالات و انتشارات پایه‌ای در حوزه هوش مصنوعی وضعیت نسبتا قابل‌قبولی دارد، اما در کارکردهای اصلی نظیر تبدیل دانش به قدرت اقتصادی، تأمین منابع، فعالیت‌های کارآفرینانه و ایجاد بازار با یک گسست و عقب‌ماندگی فاجعه‌بار مواجه است. اعداد و ارقام، عمق این بحران و فاصله زمانی هفت‌ساله ایران با میانگین جهانی در پذیرش این فناوری در کسب‌وکارها (تنها ۲۷ درصد پذیرش) را به‌وضوح نشان می‌دهند.

این آمارها ثابت می‌کند که ایران نه‌تنها در رقابت جهانی، بلکه در ماراتن منطقه‌ای نیز به‌طور کامل به حاشیه رانده شده است. توان پردازشی که قلب تپنده توسعه مدل‌های پایه هوش مصنوعی است، در ایران با موجودی معادل ۱۷۲ پردازنده H100 در برابر بیش از ۸ هزار پردازنده در عربستان، عملا نشان‌دهنده توقف پروژه‌های بزرگ است. در چنین شرایط فقر مطلق سخت‌افزاری و سرمایه‌ای، تنها مزیت رقابتی باقی‌مانده برای کشور، منابع انرژی ارزان و به‌ویژه «نیروی انسانی متخصص» و مهندسان نرم‌افزار بودند.

اما قطعی‌های گسترده و ۵۴ روزه اینترنت، همین مزیت نهایی را نیز در آستانه نابودی کامل قرار داده است. فعالان اکوسیستم استارتاپی برآورد می‌کنند که تنها حدود دو ماه قطعی اینترنت، باعث ایجاد ۱۲ تا ۱۴ ماه عقب‌ماندگی تکنولوژیک نسبت به روند شتابان توسعه در جهان شده است. فراتر از توقف پروژه‌ها (که برآورد می‌شود بین ۷۰ تا ۸۰ درصد آنها به حالت تعلیق درآمده یا کاملا متوقف شده‌اند)، اکوسیستم نوآوری با پدیده شوم و غیرقابل جبران «مهاجرت تیمی» مواجه شده است.

نقاط کور امنیتی: روی دیگر سکه انزوای شبکه و توهم کنترل

یکی از استدلال‌های همیشگی نهادهای تصمیم‌گیر در دفاع از محدودسازی اینترنت بین‌الملل و اجرای پروژه‌های ایزوله، افزایش امنیت سایبری زیرساخت‌های حیاتی و توسعه شبکه ملی اطلاعات است. اما تجربه ماه‌های اخیر، رخدادهای سایبری و معماری زیرساخت‌های نوین نشان می‌دهد که این استراتژی در عصر هوش مصنوعی نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه با چالشی بنیادین و خطرناک روبه‌روست. قطع‌شدن اینترنت به‌هیچ‌وجه امنیت را افزایش نمی‌دهد، بلکه دستگاه‌های حیاتی دیتاسنترها و شبکه‌های سازمانی را در معرض خطرات جبران‌ناپذیری قرار می‌دهد. بسیاری از خدمات امنیتی حیاتی، از جمله سیستم‌های مدیریت خارج از باند (Out-of-Band Management) مانند iLO در سرورهای شرکت HP و iDRAC در سرورهای Dell، برای اصالت‌سنجی، به‌روزرسانی فرمورها (Firmware) و پایش مداوم تهدید‌ها، نیازمند اتصال پایدار به پایگاه‌های مرجع جهانی هستند. قطع طولانی‌مدت اینترنت، این مکانیسم‌های خودکار را مختل کرده و «نقاط کور» سایبری عظیمی در شبکه‌های حساس (نظیر شبکه بانکی و نهادهای مالی) ایجاد می‌کند. حملات سایبری اخیر به زیرساخت‌های بانکی کشور به‌وضوح نشان داد که فقدان ارتباط با ابزارهای مانیتورینگ ابری و عدم هدایت لاگ‌ها به سیستم‌های هوشمند یکپارچه (SIEM)، چه تبعات ویرانگری در پی دارد.

باید پذیرفت که سیستم‌های امنیتی مدرن دیگر متکی به نیروی انسانی برای بررسی دستی لاگ‌ها و ثبت تیکت‌های پشتیبانی نیستند؛ آنها بر پایه هوش مصنوعی و با سرعت خیره‌کننده ماشین کار می‌کنند. این سیستم‌ها برای شناسایی الگوهای رفتاری مخرب، نیازمند تبادل لحظه‌ای داده با سرورهای تحلیلگر جهانی‌اند. زمانی که شبکه در داخل یک حصار جغرافیایی حبس می‌شود، هوش مصنوعیِ مدافع در داخل کشور نیز خنگ، کور و فلج می‌شود، زیرا الگوهای جدید حملات روز صفر (Zero-day) را که در سایر نقاط جهان در حال وقوع و ثبت است، دریافت نمی‌کند. علاوه بر این، اختلالات گسترده و قطعی‌های سراسری در پلتفرم‌های ابری هوش مصنوعی در سطح جهان (مانند قطعی‌های مکرر سرویس Claude متعلق به Anthropic در ماه‌های گذشته) نشان داد که سازمان‌ها باید دارای استراتژی‌های مسیرهای جایگزین (Fallback Routing) باشند تا در صورت قطعی یک سرویس، به سرعت به مدل‌های دیگر متصل شوند. اما پیاده‌سازی چنین معماری‌های تاب‌آوری در شبکه‌ای که ارتباطش با دنیای خارج مسدود یا به شدت مختل است، عملا غیرممکن است. در نتیجه، سازمان‌ها و شرکت‌های ایرانی در برابر حملات پیچیده، نفوذهای خاموش و دیپ‌فیک‌های تولید‌شده توسط هکرها کاملا بی‌دفاع می‌مانند. این امر ثابت می‌کند که ایجاد سیستم‌های نظارتی چندلایه و فیلترینگ گسترده (نظیر سیستم‌های فیلترینگ پیامک و مکان‌محور)، اگرچه کنترل ظاهری را افزایش می‌دهد، اما در لایه زیرساخت، کشور را در برابر تهدیدات واقعی سایبری خلع سلاح می‌کند.

توسعه هوش مصنوعی بدون اینترنت، یک رؤیا

بررسی جامع داده‌ها، ساختارهای فنی موتورهای جست‌وجو، معماری پیشرفته سیستم‌های مبتنی بر بازیابی (RAG)، آمارهای کلان اقتصادی و شاخص‌های امنیت سایبری، همگی یک واقعیت غیرقابل انکار را فریاد می‌زنند: توسعه هوش مصنوعی در محیطی محصور، ایزوله و بدون دسترسی پایدار، پرسرعت و بدون محدودیت به اینترنت آزاد، سرابی بیش نیست. قطعی‌های مکرر اینترنت در سال‌های اخیر، نه‌تنها اقتصاد دیجیتال کشور را فلج کرده و سرمایه‌های انسانی را به سمت مهاجرت گروهی سوق داده، بلکه تبعاتی به مراتب عمیق‌تر و تاریک‌تر در لایه زیرساخت‌های شناختی ماشین‌ها به جا گذاشته است.

هوش مصنوعی برای درک واقعیت، پرهیز از توهم و ارائه پاسخ‌های مستند، به جریان آزاد داده‌ها، خزش مداوم ربات‌های جست‌وجوگر و تعامل لحظه‌ای با منابع اطلاعاتی سراسر جهان نیاز دارد. قطع این جریان، وب فارسی را به یک «بیابان داده» بی‌نشان تبدیل کرده است؛ جایی که ده‌ها هزار صفحه از سایت‌های ایرانی به دلیل خطاهای سرور و ازبین‌رفتن بودجه خزش از فهرست نتایج جهانی محو می‌شوند و سیستم‌های هوشمند قادر به بازیابی حقایق روزمره اقتصاد، سیاست، دانش و فرهنگ ایران نیستند. خروجی این فرایند مکانیزه، چت‌بات‌هایی هستند که چه در نسخه‌های اصلی جهانی و چه در پوسته‌های ظاهرا بومی، درباره بدیهی‌ترین مسائل ایران به «توهم»، ارائه اطلاعات غلط و «زوال عقل» دچار شده‌اند. استمرار این روند، فراتر از خسارت‌های چند صد میلیارد تومانی روزانه و نابودی استارتاپ‌ها، منجر به حذف فیزیکی و فرهنگی ایران از پایگاه دانش مدل‌های پایه هوش مصنوعی در جهان خواهد شد؛ رویدادی تلخ که در آن، داستان، فرهنگ، اقتصاد و هویت ایرانی نه توسط منابع داخلی ما، بلکه توسط الگوریتم‌هایی با سوگیری شدید و دسترسی انحصاری به داده‌های پراکنده خارجی بازنویسی خواهد شد. بازگشت به مسیر واقعی توسعه و حفظ جایگاه زبان فارسی در ذهن ماشین‌های آینده، پیش و بیش از هرگونه شعار، نیازمند پایان‌دادن بی‌قید و شرط به عصر یخبندان اینترنت است.

  • مشترک شوید!

    برای عضویت در خبرنامه روزانه ایستنا؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه روزانه ایستنا نمایش داده میشود.

    با عضویت در خبرنامه پیامکی آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (ایستنا) به طور روزانه آخرین اخبار، گزارشها و تحلیل های حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات را در هر لحظه و هر کجا از طریق پیام کوتاه دریافت خواهید کرد. برای عضویت در این خبرنامه، مشترکین سیمکارت های همراه اول لازم است عبارت 150 را به شماره 201464 و مشترکین سیمکارت های ایرانسل عبارت ozv ictn را به شماره ۸۲۸۲ ارسال کنند. دریافت موفق هر بسته خبری که محتوی پیامکی با حجم ۵پیامک بوده و ۴ تا ۶ عنوان خبری را شامل میشود، ۳۵۰ ریال برای مشترک هزینه در بردارد که در صورتحساب ارسالی از سوی اپراتور مربوطه محاسبه و از اعتبار موجود در حساب مشترکین سیمکارت های دائمی کسر میشود. بخشی از این درآمد این سرویس از سوی اپراتور میزبان شما به ایستنا پرداخت میشود. مشترکین در هر لحظه براساس دستورالعمل اعلامی در پایان هر بسته خبری قادر خواهند بود اشتراک خود را در این سرویس لغو کنند. هزینه دریافت هر بسته خبری برای مشترکین صرفا ۳۵۰ ریال خواهد بود و این هزینه برای مشترکین در حال استفاده از خدمات رومینگ بین الملل اپراتورهای همراه اول و ایرانسل هم هزینه اضافه ای در بر نخواهد داشت.