فناوری ستون پنهان اقتصاد ایران است
برق، آب و بسیاری از زیرساختهای دیگر یک ویژگی مشترک دارند. تا وقتی بیوقفه کار میکنند کمتر کسی متوجه حضورشان میشود. کسی هنگام روشن کردن چراغ به شبکه برق فکر نمیکند یا با باز کردن شیر آب به مسیری که آب را به خانه رسانده است. این زیرساختها اغلب وقتی دیده میشوند که از کار بیفتند. فناوری هم امروز چنین جایگاهی پیدا کرده است. آنقدر در زندگی و اقتصاد جاافتاده که اغلب حضورش را بدیهی میدانیم و تنها هنگام اختلال متوجه میشویم تا چه اندازه به آن وابستهایم.
با این حال، هنوز در بسیاری از تصمیمها و حتی در ادبیات رایج، فناوری را نه یک زیرساخت، بلکه یک صنعت میبینیم؛ صنعتی در کنار خودرو، فولاد یا پتروشیمی. این نگاه شاید در دهههای پیش قابل دفاع بود، اما امروز دیگر با واقعیت اقتصاد همخوانی ندارد.
اقتصاد دیجیتال بر بستر زیرساخت شکل میگیرد
مرز میان اقتصاد دیجیتال و اقتصاد سنتی، سالهاست که کمرنگ شده است. امروز فناوری در متن بسیاری از فعالیتهای اقتصادی جریان دارد؛ از لحظهای که یک شهروند هزینهای را پرداخت میکند تا زمانی که کسبوکاری با مشتریان خود ارتباط برقرار میکند. به همین دلیل، بحث درباره اینترنت و زیرساختهای ارتباطی بهنوعی بحث درباره کیفیت عملکرد اقتصاد است. همین تغییر جایگاه، زاویه نگاه به اینترنت را هم تغییر میدهد. اگر زمانی اینترنت را تنها ابزاری برای فعالیت شرکتهای فناوری میدانستیم، امروز باید آن را یکی از پیشنیازهای تداوم فعالیت اقتصادی ببینیم و دریابیم که بخش بزرگی از اقتصاد تا چه اندازه به پایداری این زیرساخت وابسته شده است.
این نگاه، با اهداف توسعهای کشور نیز همراستا است. بر اساس آخرین برآوردها، سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی ایران به حدود ۷.۱۴ درصد رسیده و در برنامه هفتم توسعه، افزایش این سهم تا ۱۵ درصد هدفگذاری شده است. این اعداد فقط یک شاخص اقتصادی نیستند؛ نشان میدهند که رشد آینده اقتصاد ایران بیش از گذشته به ظرفیتهای اقتصاد دیجیتال گره خورده است. اما تحقق این هدف، تنها با توسعه کسبوکارهای دیجیتال ممکن نخواهد بود. رشد اقتصاد دیجیتال به همان اندازه که به نوآوری و سرمایهگذاری نیاز دارد، به زیرساختهای ارتباطی پایدار، سیاستگذاری قابل پیشبینی و شکلگیری اعتماد عمومی نیز وابسته است.
اینترنت فقط یک سرویس ارتباطی نیست
در سالهای گذشته، هر بار که درباره اختلال اینترنت صحبت شده، تمرکز بحثها بیشتر بر خسارت شرکتهای فناوری یا استارتآپها بوده است. اما این روایت فقط بخش کوچکی از واقعیت را نشان میدهد. رانندهای که به دنبال مسافر است، فروشگاهی که سفارشهایش را آنلاین دریافت میکند، پزشکی که ویزیت خود را از راه دور انجام میدهد یا کسبوکاری که ارتباطش با مشتریان بر بستر اینترنت شکل گرفته، ممکن است هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ اما همه آنها به یک زیرساخت مشترک متکی هستند. همین وابستگی مشترک است که جایگاه امروز اینترنت را تغییر داده و بخش قابل توجهی از فعالیتهای اقتصادی بر این بستر جریان دارد. به همین دلیل است که میگوییم کیفیت این اینترنت امروزه بهطور مستقیم بر بهرهوری اقتصاد، هزینه مبادله و حتی کیفیت تجربه شهروندان از خدمات روزمره اثر میگذارد.
اعتماد؛ سرمایهای که دیده نمیشود
اختلال زیرساختی فقط بر کیفیت ارائه خدمت اثر نمیگذارد؛ برای مثال در مقیاس فعالیت اسنپ با بیش از ۹۰ میلیون کاربر، هر اختلال بر انتظاری که کاربران از قابل اتکا بودن خدمات دیجیتال دارند نیز اثر میگذارد. این همان جایی است که مسئله از عملکرد یک سرویس فراتر میرود و به اعتماد میرسد. اعتمادی که بهتدریج و در نتیجه تجربههای مکرر شکل میگیرد، اما ممکن است با چند تجربه ناموفق آسیب ببیند.
اعتماد مهمترین سرمایه اقتصاد دیجیتال است؛ سرمایهای که نه با تبلیغات ساخته میشود و نه با سرمایهگذاری جایگزین. این اعتماد، حاصل تجربههای مکرری است که به کاربران اطمینان میدهد میتوانند در لحظه نیاز روی خدمات دیجیتال حساب کنند. به همین دلیل، پایداری زیرساختها از سرمایهای محافظت میکند که در هیچ ترازنامهای ثبت نمیشود. خسارت اقتصادی هر اختلال را میتوان تا حدی برآورد کرد. اما اعتماد عمومی، مانند بسیاری از داراییهای نامشهود، در هیچ صورت مالی دیده نمیشود؛ در حالی که آثار آن ممکن است بسیار ماندگارتر باشد.
تابآوری به معنای عادت کردن به بحران نیست
شرکتهای فناوری در سالهای اخیر بارها نشان دادهاند که میتوانند خود را با شرایط دشوار تطبیق دهند، راهکارهای جایگزین پیدا کنند و ارائه خدمت را متوقف نکنند. این ظرفیت ارزشمند است، اما بهای آن هم کم نیست. هر بار که بخشی از منابع، سرمایه و توان تیمها صرف جبران محدودیتهای تکرارشونده میشود، همان میزان از فرصت توسعه محصول، نوآوری و رقابت کاسته میشود. این هزینهای است که در نهایت فقط شرکتهای فناوری نمیپردازند؛ کل اقتصاد آن را پرداخت میکند. به عبارت دیگر میتوان گفت تابآوری به معنای توان ادامه فعالیت در شرایط بحرانی است، نه زندگی دائمی در بحران.
امروز دامنه اثر اینترنت بسیار فراتر از شرکتهای فناوری است و هزاران کسبوکار کوچک، میلیونها شغل مستقیم و غیرمستقیم و بخش قابل توجهی از تعاملات اقتصادی کشور بر بستر فناوری انجام میشود. بنابراین هر تصمیمی که بر این زیرساخت اثر بگذارد، دامنهای بسیار فراتر از یک صنعت خواهد داشت.
تغییر نگاه، پیشنیاز توسعه
روز فناوری اطلاعات، بیش از آنکه فرصتی برای تبریک گفتن باشد، فرصتی است برای بازنگری در نگاه ما به فناوری.پرسش اصلی دیگر این نیست که فناوری چقدر رشد کرده است؛ پرسش این است که آیا نگاه ما به فناوری همپای این رشد تغییر کرده است؟ اگر قرار است درباره آینده اقتصاد ایران گفتوگو کنیم، باید پیش از هر چیز درباره آینده زیرساختهای آن گفتوگو کنیم. تا زمانی که فناوری را یک صنعت ببینیم، درباره آن نیز مانند یک صنعت تصمیم خواهیم گرفت. اما اگر بپذیریم که فناوری امروز بخشی از زیرساخت ملی است، آنوقت کیفیت اینترنت، پایداری ارتباطات، امنیت داده، پیشبینیپذیری سیاستگذاری و اعتماد عمومی، دیگر تنها دغدغه فعالان این حوزه نخواهند بود؛ اینها به مولفههای اصلی توسعه اقتصادی کشور تبدیل میشوند.
شاید مهمترین ویژگی یک زیرساخت خوب این باشد که حضورش کمتر به چشم بیاید. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که حتی زیرساختهایی مانند برق و آب نیز اگر از پایداری لازم برخوردار نباشند، به دغدغه روزمره مردم و کسبوکارها تبدیل میشوند. فناوری نیز زمانی به جایگاه واقعی خود رسیده است که بتوان بیدغدغه بر آن تکیه کرد؛ نه فقط برای توسعه یک کسبوکار، بلکه برای اداره بخشی از زندگی روزمره و البته بهعنوان قوه محرکه اقتصاد. اقتصاد آینده ایران، بدون اقتصاد دیجیتال قابل تصور نیست و اقتصاد دیجیتال نیز بدون زیرساختی پایدار، قابل اتکا و مبتنی بر اعتماد شکل نخواهد گرفت.
